خانه » عاشقانه » شعرهای عاشقانه

شعرهای عاشقانه

جملات زیبا و خواندنی و دل نشین ۲۰۱۷

جملات زیبا و خواندنی و دل نشین ۲۰۱۷

جملات زیبا و خواندنی و دل نشین ۲۰۱۷

جملات زیبا و خواندنی و دل نشین 2017

جملات زیبا و خواندنی و دل نشین

قویترین آدمها همیشه کسانی نیستند

که پیروز می شوند بلکه کسانی هستند

که وقتی می بازند تسلیم نمی شوند

::

::

ادامه مطلب

سری دوم نوشته های اختصاصی عاشقانه از کافه عشق

سری دوم نوشته های اختصاصی عاشقانه از کافه عشق

سری دوم نوشته های اختصاصی عاشقانه از کافه عشق

سری دوم نوشته های اختصاصی عاشقانه از کافه عشق

شازده کوچولو گفت: بعضی کارا بعضی حرفا بدجور دل آدمو آشوب میکنه..
گل گفت: مثل چی؟
شازده کوچولو گفت: مثل وقتی که میدونی دلم برات بی قراره و کاری نمیکنی!

joda

ادامه مطلب

بهترین شعرهای سپید عاشقانه ۹۵

بهترین شعرهای سپید عاشقانه ۹۵

بهترین شعرهای سپید عاشقانه ۹۵

بهترین شعرهای سپید عاشقانه 95

با شاخه ی گل یخ
از مرز این زمستان خواهم گذشت
جایی کنار آتش گمنامی
آن وام کهنه را به تو پس می دهم
تا همسفر شوی
با عابران شیفته ی گم شدن
شاید حقیقتی یافتی
همرنگ آسمان دیار من
شهری که در ستایش زیبایی
دور از تو قهوه ای که مرا مهمان کردی
لب می زنم
و شاخه ی گل یخ را کنار فنجان جا می گذارم
چیزی که از تو وام گرفتم
مهر تو را به قلب تو پس می دهم
آری قسم به ساعت آتش
گم می کنم اگر تو پیدا کنی
این دستبند باز شد اینک
از دست تو که میوه ی سایش به واژه هاست
محمد علی سپانلو

ادامه مطلب

گلچین زیباترین اشعار زیبا ، غمگین و عاشقانه فصل زمستان ۹۵

گلچین زیباترین اشعار زیبا ، غمگین و عاشقانه فصل زمستان ۹۵

گلچین زیباترین اشعار زیبا ، غمگین و عاشقانه فصل زمستان ۹۵

گلچین زیباترین اشعار زیبا ، غمگین و عاشقانه فصل زمستان 95

شعر زمستانی فروغ فرخزاد

پیش رویم چهره تلخ زمستان جوانی

پشت سر، آشوب تابستان عشقی ناگهانی

سینه ام منزلگه اندوه و درد و بد گمانی،

کاش چون پاییز بودم…

شعر از “فروغ فرخزاد”

شعر کوتاه زمستان

آرزو کن با من

که اگر خــواست زمســـتان برود!

گرمیِ دستِ تو اما باشد

“مــا” ی ما “مـــن” نشود

سایه ات از سرِ تنهاییِ من کم نشود!

ادامه مطلب

توحس آرامش بہ من دادے

توحس آرامش بہ من دادے

توحس آرامش بہ من دادے

توحس آرامش بہ من دادے
وقتےڪہ تنهاگریہ مےڪردم

مثل طبیبےآمدےاےعشق
از بودنت آراﻡشد دردم

توحس آرامش بہ من دادے
وقتےڪہ مےمردم زتنهایے

دلشورﻩهم ازمن فرارےشد
توحس آرامش بہ من دادے

شعر گرگ از فریدون مشیری

شعر گرگ از فریدون مشیری

شعر گرگ از فریدون مشیری

شعر گرگ از فریدون مشیری

گفت دانایی که: گرگی خیره سر

هست پنهان در نهاد هر بشر

لاجرم جاری است پیکاری سترگ

روز و شب، مابین این انسان و گرگ

زور بازو چاره ی این گرگ نیست

صاحب اندیشه داند چاره چیست

.

.

.

ادامه مطلب

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است
امتیاز دهید:
به این سایت