خانه » متن های عاشقانه (صفحه ی 20)

متن های عاشقانه

اشک ها را ریخته ام

اشک ها را ریخته ام

اشک ها را ریخته ام
خوبم
باور ڪنید
اشڪ‌ها را ریختہ‌ام
غصہ ها را خورده ام
نبودڹ‌ها را شمرده ام
حسرت هارو بہ دڸ بردم
ایڹ روزها ڪہ می‌ڪَذرد
خالی‌ام
خالی‌ام از خشم
دلتنڪَی
نفرت
و حتی از عشق

جمعـه تنهـامسـافرے ست

جمعـه تنهـامسـافرے ست

جمعـه تنهـامسـافرے ست

??جمعـه تنهـامسـافرے ست

که هفته اے یکباربه ویرانـه ے دلم

سرمیزند??

??وتنهاسوغاتے اش دلتنگے است

ودلتنـگے

??هربارکه مے آیددلتنگترم

هربارکه مے رود ویرانتر

ﺁﺭﺍﻣــــﺶ ﻭﺟــﻮﺩ ﻣـﻦ

ﺁﺭﺍﻣــــﺶ ﻭﺟــﻮﺩ ﻣـﻦ

ﺁﺭﺍﻣــــﺶ ﻭﺟــﻮﺩ ﻣـﻦ
ﺁﺭﺍﻣــــﺶ ﻭﺟــﻮﺩ ﻣـﻦ ?
ﺑﻮﺩﻧﻢ ﺩﺭ کنار توست !!?
ﺑﮕـﺬﺍﺭ ﺣـﺴﻮﺩﺍﻥ ?
ﻫـﺮﭼـﻪ ﻣﻲ ﺧــﻮﺍﻫـﻨـﺪ ﺑﮕﻮﻳـﻨـﺪ
جـﺰ ﺗـﻮ ﻭ ﻋـﺸﻖ ﺗـﻮ ?
ﺗـﻤـﻮﻡ ﺩﻧـﻴـﺎ ﭘَـــﺮ?
تویی که تمامه دنیا منی ?

آنان به مرگ وام ندارند

آنان به مرگ وام ندارند

آنان به مرگ وام ندارند

آنان به مرگ وام ندارند

 شاملو
آنان به مرگ وام ندارند
آنان که زندگی را لاجرعه سر کشیدند
آنان که ترس را
تا پشت مرزهای زمان راندند
آنان به مرگ وام ندارند
آنان فراز بام تهور
افراشتند نام
آنان
تا آخرین گلوله جنگیدند
آنان با آخرین گلوله خود مردند
آری به مرگ وام ندارند
آنان
عشاق عصر ما
پویندگان راه بلا راه بی امید
مادر ! بگو که در تک این خانه خراب
گل های آتشین
در باغ دامن تو چه سان رشد می کنند ؟
این خواهر و برادر من آیا
شیر از کدام ماده پلنگی گرفته اند ؟
پیش از طلوع طالع
امشب ستارگان به بستر خون خسته خفته اند
بیدار باش را

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است
امتیاز دهید:
به این سایت