خانه » متن های عاشقانه (صفحه ی 30)

متن های عاشقانه

جملات دلتنگی عاشقانه جدید

جملات دلتنگی عاشقانه جدید

جملات دلتنگی عاشقانه جدید

جملات دلتنگی عاشقانه جدید
بعد از این، مرگ نفسهای مرا می شمرد
فقط از این نگرانم که تو تنها بشوی

.

.

.

ادامه مطلب

گاهے وَقتـا فرامـوش کُن کجـایے

گاهے وَقتـا فرامـوش کُن کجـایے

گاهے وَقتـا فرامـوش کُن کجـایے

گاهے وَقتـا فرامـوش کُن کجـایے
بہ کجـا رسـیدے✔️
و بہ کجـا نرسـیدے
گـاهے وَقتـا فَـقـط زنـدگـےکـن
یاد قولهایے کـہ بہ خودِت دادے نَبـاش
یہ وقتایے شَرمنده خودِت نَبـاش
«دِ آخہ مَشتے تَقصیر تو نیست کِہ
تو تلاشتو کردے امــــــا نَشـــد »
یہ وقتایے جَواب خودِتو نَده
هَر کے اَزت پُرسید چرا اینجایہ زندگے گیر کردے
“لـــبـــخَـــنـــد بــزن “و بگو:
کـم نَذاشتَــــم حاجّے
امـّــــا نــشــد
یہ وقتایے فَقط از زِنده بودَنِت لِّذت بِـبَر
درُستہ سَختہ ولے تو تلاشِتو بُکن
دُنیــا هَمینہ بہ مُولا غَمِتــ نَباشہ مَشتے…

روزی مـیرسه که…

روزی مـیرسه که…

روزی مـیرسه که...

روزی مـیرسه که
تــو خـونمون عشقم خـسته کوفته از سرکار میــاد
بهش خسته نباشیدمیگمواونم بوسم میکنه میره دوش بگیرهο<
منم بهش بگم آقاموووووون؟؟؟
میذاری خط ریشتو من بزنم ؟؟؟؟
آقامونم لبیاساشو دربیاره بگه
لـــازم نکـــرده
تو بروغذاتـودرست کن فسقـــلی
منمـ قیافمو اینجوری کنم~>
با غرغر از حمـوم بیــــآم بیــــــرون -.-
اونـــم سریــــع از پشتـ بغلمـ کنـه بگـه چـه نـآز نـآزی تشریـــف دارن بعضیـــا
منمـ بـآ ذوق برم سمتش تآ خط ریششـو بزنم سـرشـو خم کنـه تآ قــدم بهــش برســـه *ـــ*
یهـــو چشمــم بـه بــازوهـــای لختـــش بیوفتـــه و
مظلـوم نگـاش کنم وبگم : آقــآمـون ؟اونمـ بـآزوشو بیـآره جلـو بگـه بیـــــا گـآز بگیـر بچــــه
من که یـه خـآنـوم کوچولـو بیشتـر نــــدارم
عاشق این دیوونه بازیام یعنی همین شیطنتا و دیوونگیا یه رابطه رو قشنگ و شیرین میکنه

شعر بیداد رفت لاله بر باد رفته را – شهریار

شعر بیداد رفت لاله بر باد رفته را – شهریار

شعر بیداد رفت لاله بر باد رفته را – شهریار

شعر بیداد رفت لاله بر باد رفته را – شهریار

بیداد رفت لاله بر باد رفته را

یا رب خزان چه بود بهار شکفته را

هر لاله ای که از دل این خاکدان دمید

نو کرد داغ ماتم یاران رفته را

جز در صفای اشک دلم وا نمی شود

باران به دامن است هوای گرفته را

وای ای مه دو هفته چه جای محاق بود

آخر محاق نیست که ماه دو هفته را

برخیز لاله بند گلوبند خود بتاب

آورده ام به دیده گهرهای سفته را

ای کاش ناله های چو من بلبلی حزین

بیدار کردی آن گل در خاک خفته را

گر سوزد استخوان جوانان شگفت نیست

تب موم سازد آهن و پولاد تفته را

یارب چها به سینه این خاکدان در است

کس نیست واقف اینهمه راز نهفته را

راه عدم نرفت کس از رهروان خاک

چون رفت خواهی اینهمه راه نرفته را

لب دوخت هر کرا که بدو راز گفت دهر

تا باز نشنود ز کس این راز گفته را

لعلی نسفت کلک در افشان شهریار

در رشته چون کشم در و لعل نسفته را

مردانگی ات را با شکستن دل …

مردانگی ات را با شکستن دل …

مردانگی ات را با شکستن دل ...

مردانگی ات را با شکستن دل دختری

که دیوانه ی توست ثابت نکن

مردانگی ات را با غرور بی اندازه ات به دختری

که عاشق توست ثابت نکن

مردانگی را زمانی میتوانی نشان دهی

که دختری با تمام تنهایی اش به تو تکیه کرده

که با تکیه به غرور تو به قدرت تو در

این دنیای پر از نامردی قدم بر میدارد

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است
امتیاز دهید:
به این سایت